مقاله حاضر ، نتیجه تلاش یک پژوهش است با همکاری دوستان عزیزم رحمت خاوری و سلمان سعادت .
چکیده
این مقاله ، مطالعه ای است از موسیقی های پخش شده از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران که بر اساس الگویی همنشینی و جانشینی مورد تحلیل قرار گرفته اند. این مطالعه برآن است که موسیقی های متعدد و متفاوت تلویزیون را که به نظر می رسید با اصول سیاستِ فرهنگی سازمان صدا وسیما مغایرت دارند ، بررسی کند. برهمین اساس ، سعی شده است که در ابتدا ، موسیقی های تلویزیونی تیپ بندی شده و سپس در دو دسته کلی یعنی موسیقی سنتی و مردم پسند مورد تحلیل قرار گیرند. در این مطالعه از روش تفسیری با رویکرد روایتی نیز بهره برده شده است و به این دلیل که روش تفسیری نگاه عمیقی نسبت به موضوع دارد و برآن است که لایه های زیرین امر را مشخص سازد. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که نه تنها موسیقی های پخش شده با اصولِ سیاست فرهنگی سازمان صدا وسیما مغایرت ندارد بلکه همسو با این اصول بوده و یک ماهیتِ جدیدی را شکل بخشیده اند.
واژگان کلیدی: موسیقی ، تلویزیون، سیاستِ فرهنگی ، جانشینی و همنشینی
مقدمه
این مقاله مطالعه ای است در باره موسیقی های پخش شده از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران که مفروض بر مغایرت آنان با سیاستِ فرهنگی سازمان صدا وسیما می باشد. ناگفته پیداست که سبک موسیقایی تلویزیون بنابر مناسباتِ ملی ومذهبی شدیداً در حال تغییر می باشد ومی توان گفت که یکی از دلایل ها، مبتنی بر تاثیر گذاری موسیقی در روند زندگی مردم است. برهمین اساس در ابتدا، سعی شده است که از نظرات اندیشمندان در این عرصه استفاده شود که معتقدند :
موسیقی یکی از هنر های زیباست که از ابتدای خلقت در نهاد طبیعت مستور بوده است . آهنگ مرغانِ خوش آواز ، وزشِ باد و حرکتِ برگ درختان، لغزشِ آب جویبار و ریزشِ آبشار ها موسیقی ابتدایی و اولین آموزگار بشر در آموختن موسیقی بوده است. بعد ها به تدریج در اثر میل طبیعی، انسان به تقلیدِ نغمه ها و صداهایی که در طبیعت وجود داشت و کوشش صنعتگران و هنرمندان از طبیعت باعث شد که آلات گوناگون موسیقی بر حسب احتیاج و علاقمندی به وجود آید (خالقی،01:1370). بدین ترتیب ، موسیقی کم کم سبب شد که انسان نسبت به جهان و پیرامون خویش (طبیعت ،جامعه ، جنگ ، سیاست ، عقاید ، اقتصاد و... ) فکر کند و به همین دلیل گفته می شود که موسیقی انتزاعی ترین چیزی است که فرد را در همه چیز مثل(غم و شادی ، کامیابی و ناکامی) شرکت می دهد و از این طریق ، راهی برای اندیشدنِ فرد به خود و دیگران فراهم می گردد(کوثری، 1388). علاوه بر این ، موسیقی یک ابزارِ موثر در جهتِ ترغیب و تشویق اذهان عمومی از طریق رسانه های عمومی بکار گرفته می شود. رسانه ای مثل رادیو [و تلویزیون] که عمدتاً برنامه هایی از زندگی روزمره[1] پخش می کنند... وبه همین جهت تهیه کنندگان برای سامان دادن به مقوله های مختلف وپدید آوردنِ ترکیب های دلپذیر و مناسب و ایجاد پیوند های مقبول صوتی از موسیقی های گوناگون بهره می جویند(برخوردار،5:1386) . هرچند، تلویزیون به دلیل پخش همزمان ، عمومی بودن و خانگی شدن یک رسانه ای بسیار قدرتمند در جامعه تلقی می شود(منتظر قائم1387) اما استفاده از ژانر های موسیقای است که تاثیرات آن را چند برابر می کند و این تاثیرات می توانند بنا بر دیدگاه های برنامه سازان و سیاست گذاری های تلویزیون در اجتماعاتِ انسانی[2] منتقل شوند. بر همین اساس، در برنامه های مختلف ویا در مناسبات ایام ، تلویزیون از موسیقی های مختلف و متفاوت در جهت برانگیختن و تهییج احساسات در جامعه روی می آورد.
سخن گفتن از موسیقی از عهده یک مقاله خارج است اما این مقاله که در نظر دارد بطور مختصر، موسیقی های پخش شده از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را مطالعه کند، سعی می کند در ابتدا ، یک تیب بندی جامع از موسیقی تلویزیونی ارائه نموده و سپس بر حسب موسیقی سنتی و مردم پسند که طیف بزرگی از سازها وژانر های موسیقی را در بر می گیرند، از نگاه همنشینی و جانشینی مورد تحلیل قرار دهد .
طرح مسئله
با ذکر نظراتِ اندیشمندان وکارشنان، این نکته مشخص شد که موسیقی - صرف نظر از انواع و اقسام آن- تاثیراتِ شگرفی در زندگی انسان ها دارد و همینطور ، این هنرِ فکور به تدریج تبدیل به صنعت شده است، زیرا، موسیقی در کنارِ رسانه های بزرگی مثل ، تلویزیون که ضمن سازمانی بودن یک صنعتِ اثر گذار در جامعه نیز بشمار می رود(منتظر قائم،1386)، مورد توجه واستفاده تولیدکنندگان[3] و کاربران[4] قرار گرفته است. همانطور که در بالا ذکر شد، دست اندرکارانِ رسانه ها، برای مقبولیت و سامان دادن به مقوله های مختلفِ یک برنامه و ایجاد یک رابطه مقبولِ مردمی از موسیقی استفاده می برند تا بتوانند در هدف از پیش تعیین شده موفق جلوه کنند. البته، این امر از تمام رسانه ها که همگی سعی بر آن دارند تا ضمن کسبِ رضایت مخاطبان پیام های خود را به خوبی منتقل کنند و تاثیراتِ بیشتری نیز به دنبال داشته باشند، به خوبی مشهود است. بدین صورت ، بدیهی است که رسانه ای مثل ، تلویزیونِ جمهوری اسلامی نیز از موسیقی بطور دلخواه ومتناسب با برنامه های خود استفاده کند. اما، با مطالعه ای اصول و سیاست گذاری سازمانِ صدا وسیما در اصل پنجم آن ، یعنی در سیاست فرهنگی ، رادیو و تلویزیون فقط مجاز به پخش موسیقی محلی یا بومی می باشند(کاظمی،1386)[5].
در اینجا است که به نظر می رسد، عملکرد آنان با این اصول در تضاد قرار می گیرند و این سئوال در ذهن خطور می کند که آیا ممکن است نوشته های بنام اصول و سیاست فرهنگی نادیده تلقی شود و مدیران مسئول بخاطر موفقیت برنامه ها چندان اهمیتی به آن نمی دهند ؟ آیا ، تلویزیون بخاطر موقعیت حساسی که در جامعه دارد مجاز است ، از اصل سیاستِ فرهنگی سازمان فراتر رود ؟ سئوال های از این دست سبب شده است که این مطالعه سعی کند تا با استفاده از روشِ تفسیری با نگاه هم نشینی و جانشینی به آن پاسخ دهد.
رویکرد نظری
قرار دادنِ موسیقی در جایگاه صنعت به این دلیل می تواند باشد که موسیقی های پخش شده از تلویزیون، اثر تبلیغاتی دارد و به دنبال آن نهاد های فرهنگی و شرکتی مثل ، شرکت های ضبط و پخش موسیقی که در انتشار و اشاعه یک موسیقی سهم به سزای دارد ، بهره می جویند. بدین صورت، اهمیت موسیقی چند برابر می شود. زیرا، نهاد های اجتماعی و مدنی مثل خانواده ها و مدارس در معرض پیام های آن قرار می گیرند. همانطور که روی شوکر معتقد است : رسانه های ارتباطی [بخصوص تلویزیون]... راه های تجربه موسیقی را تغییر می دهند و امکاناتی هم برای سازماندهی تولید در اختیار مان می گذارند، در حالی که تکامل سازهای موسیقی نیز اجازه ی ظهور صداهای جدید را می دهد و[بدین صورت] قالب های جدیدِ ضبط و اشکالِ انتقال و تکثیر آن روند تولید و مصرف موسیقی را تغییر می دهند(شوکر،72:1383). هرچند، شرکت های ضبط وپخش موسیقی فعالیت گسترده ای در این عرصه دارند اما باتوجه به نظریه بالا، می توان گفت که موسیقی های مد نظر تلویزیون جمهوری اسلامی که معمولاً بیشتر اوقات پخش می شوند، روندِ جدیدی از مصرفِ موسیقی در جامعه به وجود می آورد. علاوه بر این، امکاناتِ پخش موسیقی ، سازه های جدید موسیقی و ظهور صدا های جدید که چرخه ای صنعتی بودنِ آن را تکمیل می کنند ، خود گواهی بر ایجاد یک بازار جدید موسیقایی درجامعه است.
روی شوکر برای فهم بیشتر، از سیاستِ فرهنگی کشور کانادا مثال می آورد و اظهار می دارد که ایجاد نهاد های کنترل و نظارت بر فعالیت های موسیقایی ، این اطمینان را به وجود می آورد که هر برنامه وظیفه ی خود را در جهت اکثر بهره وری عرضه کند و ازخلاقیت علاقمندان و دیگر منابع داخلی در برنامه ریزی و نیز ارائه ی برنامه ها می توان بهره گرفت(همان،99). بدین حال، مشخص می شود که نهاد های نظارتی در ایران می توانند، در بهتر نمودن آثار و کیفیت موسیقی در کشور قدم بردارند که این نیز نشات گرفته از سیاست های فرهنگی ایران است. البته، این امر در مقابلِ بازار موسیقی ایرانی که خارج از ایران تولید می شوند، بیشتر مورد تاکید قرار دارد(کوثری،1388). تعدد و تنوع موسیقی در تلویزیون هر چند به مراتب کمتر از بازار موسیقی است اما توجه و مصرف موسیقی در جامعه بیشتر بدان سو است که تلویزیون بدان سو گرایش داشته باشد.
روش شناسی
مطالعه حاضر از رویکرد روایتی با نگاه هم نشینی و جانشینی یا پارادایمی کمک گرفته است تا درک درستری از آن حاصل گردد. منظور از همنشینی زنجیره ای از چیز ها است و تحلیل همنیشنی یک متن یعنی نگاه کردن به آن همچون سلسله ای از رویداد ها که نوعی روایت خاص را می سازد(برگر،32:1387).به عبارت دیگر ، تحلیل هم نشینی تلاش می کند با کنارهم گذاشتن عناصر مرتبط در یک متن ، به یک روایداد دست یابد که از آن نتیجه ی امرحاصل می گردد. منظور از عناصر مرتبط ، عناصر تکنیکی مثل زاویه ی دوربین ، صدا، موزیک ، زمان انعکاس یک فضا و ویرایش هستند و عناصر سبمالیک شامل ، زبان استعاره ای ، نماد ها ، نشانه ها و معناها است که در یک متن می تواند وجود داشته باشند(عاملی ،1388).
تحلیل جانشینی یک متن به معنای جست وجوی الگوی پنهان تقابل های نهفته در متن و سازنده ی معناست... این که ما به دنبال تقابل های دوتایی یا قطبی هستیم بی دلیل نیست، زیرا معنا متکی بر ایجاد رابطه است و مهمترین رابطه در تولید معنا در زبان تقابل متضاد است(برگر،40:1387). در کل ، تحلیل جانشینی که از دل ساختارگرایی ظهور کرده است ، سعی می کند تا ساختار را از طریق تصور متضاد درک کند(عاملی ،1388).
با مطرح نمودن تحلیل های هم نشینی و جا نشینی که بدرستی می تواند درکی بهتری از یک روایت ارائه کند ، مشخص می شود که روش مطالعه ما ، برحسب روشِ تفسیری است، زیرا این رویکرد توجه خود را بر روی پدیده های نادیده و یا لایه های زیرین امر معطوف می کند. البته ، این مطالعه در ابتدا، از روش کتابخانه ای نیز بهره برده و در این راستا نظرات کارشناسان را مورد توجه قرار داده است که بدون آن تحلیل مورد نظر عملی نمی شد. مشاهده طولی برنامه های تلویزیونی به مدت یک ماه یعنی در اردیبهشت سال جاری مبنی مطالعه مان بوده است و تیپ بندی موسیقی های پخش شده براساس مدل برخوردار(1386) وسپس قراردادنِ آن در دو دسته کلی یعنی موسیقی سنتی و مردم پسند اساسِ تحلیل مطالعه را شکل می دهد. به سخن دیگر، تحلیل هم نشینی وجانشینی موسیقی سنتی ومردم پسند بر حسب ساده نمودن یک تحقیق و پرهیز از دشوار وپچیدگی صورت گرفته است.
تیپ بندی موسیقی
تمام موسیقی های پخش شده از تلویزیون ما را بر آن داشت که یک تقسیم بندی لازم از آن داشته باشیم تا روند مطالعه مان صعودی به خود گیرد اما قبل از آن مستلزم یادآوری طرح مسئله مان هستم و یا به عبارت دیگر ، بهتر است، نگاه گذارا به سیاست های سازمان صدا وسیما داشته باشیم. زیرا ، سیاست گذاری های یک سازمان است که بر ر کارکردِ آن تاثیر می گذارند و افراد و سلسله مراتب مجبور به اطاعت و اعمال آن سیاست ها هستند. یعنی سیاست و اهداف سازمان در اولویت قرار دارند تا سلیقه فردی دست اندرکاران. بدین صورت، تیپ بندی ارائه شده از موسیقی تلویزیون بر اساس سیاستِ فرهنگی صداو سیما است نه سلیقه افراد، همانطور که آقای برخوردار(1386) نیز بدان پرداخته است و عبارت اند از :
1- موسیقی نظامی یا میهنی ؛ این موسیقی از قدیم الایام در بین اجتماعات منسجم بشری معمول شده درجهتِ تهییج احساسات ملی ومیهنی ، آمادگی رزمی ونظم سپاهیان بکار می رود.« ای ایران ، ای مرز پرگهر » ، «ایران ایران ایران ، خون ومرگ وعصیان» نمونه هایی از این موسیقی در حال پخش از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هستند. این موسیقی ریتم تند و لهحن گوبنده گونه ای دارد که در مناسبات ملی مثل انتخابات و یا راهپیمایی ها در جهت بر انگیختن احساسات ملی و مذهبی بیشتر مورد پخش قرار می گیرد.
2- موسیقی مذهبی ؛ این موسیقی ها عموماً آهنگ های سنگین و موقری هستند که در مناسبات آئینی و مناسک دینی بخصوص در اوقاتِ عبادت مردم مثل موقع نماز ِ ظهر و مغرب وهمینطور ، در ایام شهادت بزرگانِ دینی مثل دهه محرم ازتلویزیون پخش می گردد. مراسم های مداحی ، تعزیه خوانی ، نوحه خوانی ، مناجات ، دعا خوانی و عمداً به اذان و تلاوتِ قرآن کریم نمونه های از این نوع موسیقی هستند. البته ، این موسیقی بیش از موسیقی های دیگر مورد توجه وعنایت مخاطبان در جمهوری اسلامی قرار دارد ودلیل این امر نسبت مذهبی است که از گذشته ها به ارث رسیده است.
3- موسیقی محلی یا فولکوریک ؛ این نوع موسیقی معمولاً آواز هایی ساده یا تغمه هایی دلنشین و بی پیرایه هستند که از دیر باز در جوامع معمول بوده است . مبدع این موسیقی به طور دقیق مشخص نیست و می توان آن را حاصل جمع ذوق عمومی یک گروه دانست . در واقع هنرمندان پدیدآوردنده ی این موسیقی ، جزو مردم عادی یک منطقه هستند که غم ها ، شادی ها و آروز های خود را در قالبِ ظریف موسیقی فولکوریک تجلی می بخشند. موسیقی فلکوریک بارزترین نشانه ی فرهنگی قومی هر سرزمین است که به وسیله آن ، اعتقادات ، آداب و سنن ، عواطف و احساسات آن قوم خود نمایی می کند نمونه های از این دست آواز های «پلوجی» یا «بندری» هستند که هر چند وقت یکبار مثلاً در مراسم اعیاد، از تلویزیون پخش می شوند.
4- موسیقی پاپ ؛ این موسیقی از نوا های ساده و زودفهمی تشکیل شده که به وسیله ی اشخاصی با ذوق پدید می آیند . متداول ترین فرم در این نوع موسیقی ، ترانه ها و تصنیف هایی هستند که اکثر مردم جامعه به سادگی آن را فرا می گیرند وتقلید می کنند . موسیقی پاپ معمولاً فاقد ریشه پابرجا و رابطه ای بنیانی با مسائل عمده ی اجتماعی است و متناسب با انگیزه های موجود در جامعه تغییر پذیر است ، به همین جهت ترانه ها درزمان های مختلف معروفیت یافته و پس از مدتی به فراموشی سپرده می شوند. بطور مثال، ترانه «غریبانه» آهنگی بود از خواجه امیری که مدتی مشهور و سپس از اذهان پاک شد ویا هم آهنگ های برنامه کودک که در ذهن مخاطبان قرار گرفته و سپس محو می گردد.
5- موسیقی کلاسیک ؛ این موسیقی اصطلاحاً به موسیقی علمی اروپایی اطلاق می گردد که شامل آثار آهنگ سازان قرون هفدهم هجدهم میلادی می شود اما در تلویزیون جمهوری اسلامی در بخش اخبار بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و همینطور آهنگ های غمگین و محزونِ کلاسیک بیشتر در تشیع مراسم بزرگانِ علمی و دینی پخش می گردد که هر ساله در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) آهنگ باخ با تصاویری مربوطه حالتِ محزونی را در ذهن بینندگان تداعی می کند و همینطور در تاتر تلویزیونی که هرازگاهی از شبکه چهار سیما پخش می شود ، ریتم های ملایم ویا تندی موسیقی کلاسیک که حالت تراژدی را در بردارد ، مخاطبان را هیجان زده می کند.
6- موسیقی الکترونیک ؛ این موسیقی با یاری ابزار های مدرن و پچیده ی الکترونیکی و به منظور پدید آوردن اصواتِ مختلف ، با شیوه های متفاوت کوشش می کند تا مجموعه ای از صدا های آهنگینی را به وجود آرد که حالت و خصیصه تازه ای را جلوه کند. آهنگ های از خواجه امیری و لهراسبی که با فن آوری میکس همراه است ، می توانند نمونه خوبی در این قسمت باشند ویا ریتم های تند و سرسام آورِ کارتون ها خارجی مثل، دی جی مون و فوتبالیست ها که بیشتر مورد توجه نوجوانان هستند .
حال با تیپ بندی موسیقی تلویزیونی، بطور صریح مشخص می شود که غیر از موسیقی های محلی مربوط به مناطقِ مختلفِ ایران که سیاست فرهنگی صدا سیما را شکل می دهد، درصد بیشتری را موسیقی های گونه گون که مورد توجه مخاطبان ویا بینندگان هستند ، پخش می شوند. به هرحال ، با بررسی سبک موسیقایی ، می توان این گونه گونی را ، در دو دسته ی موسیقی سنتی و مردم پسند قرار داد. با این عمل کرد ، با جِد می توان گفت که آیا سیاستِ فرهنگی سازمان صدا و سیما که تاکیدی بر پخش موسیقی محلی دارد ، اعمال نمی گردد یا خیر؟
موسیقی سنتی با رویکرد هم نشینی
منظور از موسیقی سنی ، موسیقی مدون و نظم یافته هر ملتی است که شامل خصایص[بافتِ تاریخی – فرهنگی] عمومی موسیقی های آن ملت باشد. این موسیقی از نواهای مشخص و معینی تشکیل یافته که با شیوه ای خاص اجرا و عرضه می گردد... موسیقی سنتی ایران، از یک سو، کمپوزیسیونی است بر مبنای موسیقی های فولکوریک ایران ، ابداعات شخصی و نغمه های باقی مانده از دوران گذشته که با گذر زمان به دوران ما رسیده اند... و [از سوی دیگر که با بکار گیری خلاقیت اساتید] ، «موسیقی سنتی ایران» مجموعه ای بزرگ از آهنگ های کوچک است که با ترتیب و نسبتی خاص کنار یکدیگر قرار گرفته و کلیتی بزرگ را تشکیل می دهند. کوچکترین ترین آهنگ های موسیقی سنتی ایران جمله های مستقلی هستند که «گوشه» نام دارند . از مجموعه گوشه های متناسب و همگن ، یک «آواز» و از مجموعه آواز های مشابه یک «دستگاه» پدید می آید . مجموعه ی دستگاه ها «موسیقی سنتی» ایران را تشکیل می دهند( همان ، ص14,15,22).
باتوجه به تعریف بالا وباکمی تامل بر ساخت ها وعناصر موسیقیایی سنتی ، فقط به سه نوع موسیقی در تیپ بندی مان مثل کلاسیک ، مذهبی و فولکوریک می توان گفت که حیطه ای موسیقی سنتی هستند و عناصر موجود در آن از نظر فنی شامل: آهنگ های دلنواز و ریتم های ملایم هستند و البته، در بعضی موارد تند وهیجانی. این نواها محلی هستند که برای طیف خاصی از محلات در نظر گرفته شده است / مردمی و دینی هستند که اکثر جامعه با باورهایی اعتقادی شان آن را پسندیده اند/ مذهبی وسنتی اند چون بصورت آئینی هنر تقریباً عالی مردم را به نمایش می گذارند. وهیمنطور از نظر سبمالیک ، این سه ژانر موسیقایی، نغماتی هستندکه از قدیم الایام چه بصورت علمی و چه بصورت غیرعلمی و سینه به سینه ، فرهنگ و غنائی نسل های گذشته را به یادگار دارند . مثلاً موسیقی مذهبی در نوا های قرآنی ، دعا خوانی و نوحه خوانی یا مداحی به خصوص تعزیه خوانی با ژرف و عمق بیشتر وبا همان سبک و سیاق گذشته با اندکی تغییر نشانه های عرفانی ودینی را به همراه دارند که دال بر معنویت آن است وهمچنین موسیقی فولکوریک در نوا های محلی که بیشتر زمزمه های فرهنگی و محیطی را، از طریق نماد و نشانه ها و یا باحرکات بدنی و دستی که به همراه دارد و در اجرا ، بطور بداهه نوازی مورد بازنمایی قرار می دهد. این امر خود گواهی بر ویژگی های موسیقی سنتی است و بدین صورت می توان گفت که این عناصر موجود در این سه ژانر موسیقایی زنجیره ای هستند که در حیطه موسیقی سنتی قرار می گیرند.
موسیقی مردم پسند با رویکرد هم نشینی
پیش از آن که به تعریف موسیقی مردم پسند بپردازیم ، باید به تعریف فرهنگ مردم پسند اشاره کنیم. در تعریفی ساده فرهنگ مردم پسند را می توان در مقابل فرهنگ نخبه قرار داد. بنابراین فرهنگ مردم پسند ، فرهنگی است که مورد توجه توده مردم قرار می گیرد . در مقابل ، فرهنگ نخبه قرار دارد که مخاطبان اصلی آن طبقات بالا و نخبگان جامعه اند. البته نباید موسیقی مردم پسند را با موسیقی عامه اشتباه گرفت. زیرا موسیقی عامه در معنای اولیه به معنای موسیقی یک قوم یا به معنای یک ژانر خاص از موسیقی مردم پسند است اما موسیقی مردم پسند بسیار گسترده تر از موسیقی عامه است ... از نظر تاریخی موسیقی مردم پسند به معنای «متعلق به مردم معمولی» بوده است (کوثری،10:1386). در کل موسیقی مردم پسند نوعی از موسیقی است که توسط مردم ، با محتوای مردمی برای مردم ... تولید می شود. منظور از توسط مردم ، تاکید بر نقش مهم این نوع موسیقی در هویت یابی خرده فرهنگ های مهم جامعه معاصر نظیر گروه های جوانان و حتی گروه های قومی است. این گروه ها ، ... به تشکیل دسته ها وتولید موسیقی به عنوان یک شیوه ابراز هویت و مقاومت در برابر فرهنگ مسلط می پردازند.( همان،ص13).
با توجه به درکی از موسیقی مردم پسند ، به این نتیجه می رسیم که از تیپ بندی موسیقی در بالا ، می توان از موسیقی های پاپ ، الکترونیک و فولکوریک به عنوان موسیقی مردم پسند یاد کرد. زیرا ، عناصرفنی در موسقی مردم پسند شامل: ساده بودن اشعار که یک نوع گفتمان روزمره را در بر می گیرد ، استفاده از سازهای مدرن که صدای آن در جهت تهییج مخاطبان اثر گذار اند، ریتم های تند و تقریباً اعتراض آمیز که عنصر اصلی در موسیقی مردم پسند نامیده می شود، می باشند. البته ، شاید به دلیل سیاست های فرهنگی سازمان صدا وسیما که ناظر بر پخش برنامه های تلویزیون است، نمی توان ریتم های تند موسیقی مردم پسند را اعتراض نامید بلکه استفاده از ریتم تند در جهت حفظ هنجار بیشتر مناسب به نظر می رسد. همنچنین عناصر سبمالیک در ژانر های موسیقی پاپ ، الکترونیک و فولکوریک می توانند به ترتیب شامل : جوان پسند بودن یا نماد جوانی وهیجان ، شور واشتیاق ویا تحرک و در آخر ساده و بی ریا که خطاب به ساده زیستی و بدور از آلایش مدرنی دارد . لازم به ذکر است ، موسیقی فولکوریک بدلیل قدمت طولانی که دارد، قبلاً در گزینه موسیقی سنتی قرار گرفته بود، اما این موسیقی بنا به شرایط و وضعیت زیستی او با مردم که محتوای مردمی داشته وبرای مردم خوانده می شود ، می تواند در گزینه موسیقی مردم پسند نیز قرار گیرد و همنیطور ، یک نوع تضاد در موسیقی نظامی یا میهنی وجود دارد و بدرستی نمی توان گفت که متعلق به کدام دسته است ، زیرا این موسیقی از یک سو، با ابزار و آلات مدرن و بروز که نشانه ای مردمی پسند بودنِ یک موسیقی است در قالب موسیقی مردم پسند قرار می گیرد از سوی دیگر ، وجود متانت بیشتر اشعارِ حماسی یا میهنی گونه ی یک ملت در آن که می تواند بطور همیشه در اذهان مردم قرار داشته باشند در قالب موسیقی سنتی قرار دارد.
تحلیل جانشینی
هدف از ترکیب موسیقی های مورد پخش از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در دو گزینه یعنی موسیقی سنتی و مردم پسند آن بود که تمایزات شاخص بین آنان را مورد مطالعه قرار دهیم اما با انجام این امر ، مشخص می شود که هر دو گزینه در اصل یکی هستند و چندان تفاوت عمده ای در محتوای آنان مشاهده نمی شود. به عبارت دیگر، تفاوت موسیقی ها فقط در ظاهر است، یعنی در امر سازها ، ریتم ها و نواهای که یک موسیقی مربوط به خودش را دارد ، در موسیقی های تلویزیونی نیز مشهود است. البته ، تنوع سازها بخاطر جذب و توجه بیشتر مخاطبان در رسانه ای ملی صورت می گیرد تا تاثیر بهتر و بیشتری را در پی داشته باشند. اما، از نظر محتوا و پیام ، همگی بر یک جهت خاص روانند. به عبارت ساده تر، تنوع و تعدد موسیقی های تلویزیون هیچ گونه تنوع محتوایی را دربر نمی گیرد بلکه بر عکس، این تنوع و تعدد همگی بار یک محتوا را بر دوش می کشند. محتوایی که مطابق با اصول فرهنگی نظام و سیاستِ فرهنگی سازمان صدا وسیما است. مثلاً ، موسیقی پاپ که یکی از شاخه های موسیقی مردم پسند می باشد ، در اصل متکی بر وضعیت جامعه واز زندگی روزمره مردم سخن می گوید و ممکن است دربعضی موارد محتوایی سیاسی و انتقادی نیز داشته باشد اما پاپ تلویزیونی ایران ، نه تنها هیچ گونه محتوای اعتراضی وسیاسی ندارد بلکه همیشه همسو و در کنار آنان قرار می گیرد. بدین طریق، به نظر می رسد که سیاست فرهنگی سازمانِ صدا و سیما که مبتنی بر پخش موسیقی محلی است ، این یکسان سازی را به وجود آورده است که در ظاهرِ موسیقایی ، احتمالاً تفاوت های مشهود باشند اما در باتن ویا محتوای آن هیچ تفاوتی دیده نشود. با این وجود، می توان گفت که موسیقی مردم پسند تقریباً همان خصایص سنتی را داراست که یقیناً با موسیقی مردم پسندی که در بازار موسیقی امروز وجود دارد چندین برابر متفاوت است.
بدین ترتیب ، به نظر می رسد که همه ژانر موسیقایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ساختار جدیدی را به وجود آورده اند که در مقابل دیگر موسیقی ها بتواند قد علم کندو یا به عبارت دیگر ، این ساختار که نشان از ماهیت جدیدی می دهد ، در اصل، مقابل دیگر سبک های موسیقایی ایستاده و از طریق به حفظ هنجارهای نظام جمهوری اسلامی ایران می پردازد. وهمینطور ، این موسیقی ها با محتوای یکسان که فرض می شود از ایده های انقلابِ اسلامی پیروی می کند، ساختار موسیقیایی با محتوای گوناگونِ امروزی را نقد می کند.
نتیجه گیری:
از این مطالعه چنین برداشت می شود که هر چند موسیقی های متفاوت از تلویزیونِ جمهوری اسلامی پخش می شود اما همگی آنان دارای یک محتوا اند و از یک سیاست پیروری می کند. وجود تعدد ژانر های موسیقایی در تلویزیون به دلیل حفظ هنجارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی صورت می پذیرد که در آن جلب توجه مخاطبان جدید که علاقمندی به موسیقی امروزی یا برون مرزی دارند ، از اهداف اصلی بشمار می آید. نکته دیگری بدست آمده این است که صدا وسیما با ادغام ژانر ها سعی می کند که به یک ماهیت جدیدی در عرصه موسیقایی دست یابد و بدین طریق به ایجاد یک جبهه واحد در مقابل دیگر موسیقی های امروز مقاومت نموده و یک هژمونی ایرانی – اسلامی را در سطح منطقه مطرح نماید. البته ، ادغام ژانر ها در نگاه اول یک خلاقیت به شمار می آید که در آن یک نوستالژی ملی و مذهبی مشاهده می شود. مثلاً ، موسیقی نظامی که در بعضی اوقات در مناسبت های مختلف ملی از تلویزیون پخش می شود ، سروده های مذهبی یا میهنی را با ریتم های تند موسیقی مدرن به نمایش می گذارد و یا موسیقی پاپ که بیشتر مخاطبان جوان جامعه را علاقمند کرده است ، اکثراً محتوای ملی- مذهبی را به خود اختصاص داده است .
با این حال ، یک نوع رقابت بین بازار موسیقایی امروز و سبک جدیدِ موسیقی تلویزیونی در ایران وجود دارد که در یک طرف سعی بر حفظ هنجار های نظام و در سوی دیگر، ایجاد یک هنجار جدید قرار دارند که هر یک در صدد پیروزی بر یکدیگر هستند.
منابع:
• آرتورآسا برگر(1387) ، روش های تحلیل رسانه ها ، ترجمه پرویز جلالی ، نشر دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها.
• ایرج برخوردار(1386) ، موسیقی سنتی ایران ، نشر دفتر پژوهش های رادیو .
• روح الله خالقی (1370) ، نظری به موسیقی ، نشر رُخ.
• روی شوکر(1384) ، شناخت موسیقی مردم پسند، ترجمه محسن الهامیان ، نشر ماهور.
• سعید رضا عاملی (1388) ، جزوه کلاسی درس فلسفه رسانه های جمعی ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
• عباس کاظمی(1386) ، جزوه کلاسی درس سازمان های رسانه ای، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
• مسعود کوثری(1388) ، جزوه کلاسی درس موسیقی ، جامعه و فرهنگ ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
• مسعود کوثری(1386)، درآمدی بر موسیقی مردم پسند ، نشر پژوهش های رادیو
• مهدی منتظر قائم(1387) جزوه کلاسی درس مطالعات تلویزیون ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
[1] . Every day lives
[2] . Human communities
[3] . Producers
[4] . Users
[5] . در درس سازمان های رسانه ای ، جزوه که سیاست های فرهنگی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نقل می کرد ، آمده است. این جزوه 25 اصل فرهنگی را ارائه می کند.

يوسف احمدي
|